| در سوگ برادر |
|
خوابیدی بدون لالایی و قصه بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه دیگه کابوس زمستون نمیبینی توی خواب گلای حسرت نمی چینی دیگه خورشید چهره تو نمی سوزونه جای سیلی های باد روش نمیمونه دیگه بیدار نمیشی با نگرونی یا با تردید که بری یا که بمونی رفتی و آدمکارو جا گذاشتی قانون جنگل رو زیر پا گذاشتی اینجا قهرن سینه ها با مهربونی تو توی جنگل نمی تونستی بمونی دلتو بردی با خود به جای دیگه اونجا که خدا برات لالایی می گه می دونم می بینمت یه روز دوباره توی دنیایی که آدمک نداره
آهای تو که بخوابی عمیق و سرد رفتی تو قلبا سبز موندی اگرچه زرد رفتی آهای تو که بخوابی عمیق و سرد رفتی تو قلبا سبز موندی اگرچه زرد رفتی کتار خاطراتم با تو همیشه خندست طرحی که از تو دارم شبیه یک پرندست شب و روز پیش منی، تو هنوز پیش منی تو هنوز تو سفره ی دل درویش منی شب و روز پیش منی، تو هنوز پیش منی تو هنوز تو سفره ی دل درویش منی هرجا که باشی خوبه روشن و بی غروبه غمی نداره تا هی به قلب تو بکوبه تو اوج هر بی کسی همیشه سبز و زنده بدون دلواپسی پر بزن ای پرنده شب و روز پیش منی، تو هنوز پیش منی تو هنوز تو سفره ی دل درویش منی شب و روز پیش منی، تو هنوز پیش منی تو هنوز تو سفره ی دل درویش منی شب و روز پیش منی، تو هنوز پیش منی تو هنوز تو سفره ی دل درویش منی... کتار خاطراتم با تو همیشه خندست طرحی که از تو دارم شبیه یک پرندست شب و روز پیش منی، تو هنوز پیش منی تو هنوز تو سفره ی دل درویش منی شب و روز پیش منی، تو هنوز پیش منی تو هنوز تو سفره ی دل درویش منی هرجا که باشی خوبه روشن و بی غروبه غمی نداره تا هی به قلب تو بکوبه تو اوج هر بی کسی همیشه سبز و زنده بدون دلواپسی پر بزن ای پرنده شب و روز پیش منی، تو هنوز پیش منی تو هنوز تو سفره ی دل درویش منی شب و روز پیش منی، تو هنوز پیش منی تو هنوز تو سفره ی دل درویش منی شب و روز پیش منی، تو هنوز پیش منی تو هنوز تو سفره ی دل درویش منی...
|





