|
شب تار است شب بيمار است از غريو درياي وحشت زده بيدار است شب از سايه ها و غريو دريا سرشار است زيباتر شبي براي دوست داشتن با چشمان تو مرا به الماس ستارها نيازي نيست با آسمان بگو
|
|+|
نوشته شده توسط کانیا در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 1:14


